محمد بن حسين رازي

81

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

باب نهم در ذكر بعضى از آنچه لازم شود از قبايح آن كس را كه روا دارد كه در آباء رسول و انبيا عليهم السلام يكى ( را ) كافر داند . بدان كه آنچه ياد كرديم بيشتر بر آن است كه دليل است بر طهارت آباء و امهات رسول صلى اللّه عليه و آله تا به عبد اللّه ، از بهر آنكه اتفاق علماء اين فن است از ارباب تواريخ و اصحاب سير و احاديث كه جبرئيل آمد و از آدم عهد گرفت . و آدم از شيث بحضور ملائكه و همچنين پدر از پسر عهد و ميثاق مىگرفتند تا به عبد اللّه رسيد كه نورى كه خداى تعالى به وديعت در ايشان نهاده است ننهند الا در اطهر نساء العالمين . اگر يكى از آباء رسول كافر بودى طلب كردن اطهر نساء العالمين را هيچ فايده نبودى چون شايد كه پدر كافر باشد مادر هم روا باشد . پس طلب عهد و ميثاق را هيچ فايده نباشد و نشايد كه امر كند به چيزى كه در آن فايده نباشد . و نيز مىفرمايد : « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » حكيم كى روا دارد كه نورى را كه اين منزلت و تعظيم نهد كه از پيش ياد كرديم و مستقر آن دانى نجس باشد . دوم آنكه خداى تعالى بر رسول منت مىنهد و مىفرمايد : « وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ » لازم آيد كه از آدم عليه السلام تا به عبد اللّه همه ساجدان باشند . ( 587 ر ) و اگر بعضى ساجدان حق باشند و بعضى ساجدان اصنام ، نه مدح بود و نيز جمله عرب با وى شريك باشند از بهر آنكه عربى نيابى كه از آدم تا